|
ܓ₪ یه ستاره تو هفت آسمون ܓ₪
بنامـ تكـ مكانيكـ قلبهايـ تصادفيـ
|
مادر!
تو جانانه جام بلای ما را نوشیدی و لباس رنج و محنت ما را پوشیدی،اينك حرير محبت فرزندانت را بپوش و شربت شهد عشق آنان را بنوش . . . مادرم! در گرامي داشت روزت ، زيباترين ستاره ي سپاس را به پاس پاسداري بي كرانت از ما بر آسمان پرمهرت مي آويزم! روزت مبارك مادر . . . دوس داشتي ادامه مطلبم يه نگاهي بنداز ! ادامه مطلب [ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ ] [ امــیر ]
[ ]
[ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ ] [ امــیر ]
[ ]
تقدیم به همه اونایی که حتی یه ستاره تو هفت آسمون ندارن : اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است ،غمي نيست! همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست . . .
برچسبها: سوسوی غریب [ سه شنبه 29 فروردین1391 ] [ ] [ امــیر ]
[ ]
روي آن شيشه تبدار تو را ها کردم
یکی از دوستام برام نوشته بود: برچسبها: روی آن شیشه تبدار تورا ها کردم [ پنجشنبه 3 فروردین1391 ] [ ] [ امــیر ]
[ ]
_بابا چند روز دیگه عیده،چرا واسم لباس نمي خري؟ مرد رو به زنش كرد و گفت: ((راستي گفتي آقا محمد دخترش رو شوهر داد؟)) _ بابا!من كيف هم مي خوام! مرد سرشو خاروند و گفت :(( پسره پولداره؟)) _ بابا ! من اون مانتو سبزه كه آستينش سفيد بود رو مي خوام ! نمي دوني زن امروز چه ترافيكي بود.... - بابا! کفش هم ندارم يادت نره! مرد در حاليكه تلاش مي كرد تو چشماي دخترش نگاه نكنه گفت :(( ميگم امسال زمستون هواخيلي سرد نبود نه؟)) دختر عروسكش نازي رو بغل كرد و از اتاق بيرون رفت... _ ميدوني چيه نازي؟ بابا پول نداره امسال برام لباس نو بخره!!! مي فهمي چي ميگم؟؟؟ خوش به حال تو كه هيچوقت بزرگ نميشي!
به تقويم ها اعتمادي نيست،هروقت متحول شديم عيد مبارك!!! برچسبها: آن روي سكه عيد [ یکشنبه 28 اسفند1390 ] [ ] [ امــیر ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |